أحمد السباعي (مترجم: رسول جعفريان)
436
تاريخ مكة (از آغاز تا پايان دولت شرفاى مكه "1344 ق")
امارت مسعود بن ادريس بدين ترتيب امير مسعود بن ادريس بر مسند امارت نشست . وى فردى آرام بود و مردم از حلم و صبورى و پاكى او بهرهمند بودند . شايد همين روحيهء مسالمت جوى او بود كه سبب شد تا قانصوه دست به برخى از اعمال خشونتبار در مكه بزند . هنوز كار مسعود استوار نشده بود كه قانصوه به مؤاخذهء برخى از اهالى پرداخت و اموال بسيارى را مصادره كرد . به نظرم ، مسعود هم اقدامى براى جلوگيرى او نكرد و بسا فكر مىكرد كه در آن حال نيازمند به رفتارى مسالمتجويانه با اوست . مسعود به تازگى بر مسند قدرت نشسته بود و خود را نيازمند چنين رفتارى مىديد . در آن سال ، گرانى فراگير و ارزاق كم شد و كار مردم به جايى رسيد كه به جاى گندم ، ارزن مىخوردند و به همين جهت آن سال را سال ارزن ( عام الدخن ) مىناميدند . « 1 » در اين وقت ، به دليل گرانى ، يك مريضى عمومى و فراگير كه درد زانو بود ، در مكه پديد آمد . به طورى كه مرد سالم از خانه خارج مىشد اما در حالى كه زانويش بسته شده و امكان ايستادن روى آن نبود ، آن هم در حالى كه هيچ دردى احساس نمىكرد ، به خانه برگردانده مىشد . براى درمان آن از شراب ليمون با شكر استفاده مىكردند ، شرابى كه آن را با همان پوست روى آتش گرفته به دست مىآوردند . « 2 » قانصوه با استفاده از روحيهء مسالمت جوى مسعود ، دست روى تمامى واردات جدّه گذاشته ، همه را به خزانهء تركى منتقل كرد ، اين در حالى بود كه دولت عثمانى نيمى از آن را از زمان بركات براى امير مكه گذاشته بود . وضعيت واردات به همين ترتيب بود تا آن كه امارت به زيد بن محسن ، جد امراى ذوى زيد رسيد و او توانست واردات را به امارت مكه باز گرداند كه شرح آن خواهد آمد .
--> ( 1 ) . منائح الكرم ، ج 4 ، صص 65 - 68 . ( 2 ) . اين بيمارى را در جزيرة العرب ابوالركب گويند و خطرى هم ندارد و داروى آن همانطور كه مورخ ما گفته است ، شراب ليمو و ترنج يا نارنج است .